
پيغام مدير : سلام .
به وبسایت خودتون خوش اومدین .
خواهشا اگه دنبال رپ فارسی اومدی همین الان بزن به چاک
این وبلاگ فقط برای هواداران رپ و متال انگلیسیه و اونایی که دنبال سروش هیچکس و خرس مهربون و رضا پیشی میگردن بهتره برن یه جای دیگه . ورود برای همه علاقمندان مجازه و هیچ محدوده سنی وجود نداره .
امیدوارم از آهنگ ها و ویدئو ها و عکس ها و بخصوص از Lyric هایی که براتون میزاریم خوشتون بیاد .
من و رفیقم سعی می کنیم این وبلاگ رو به زیبا ترین صورت ممکن تحویل شما علاقمندان عزیز بدیم .
امیدوارم خوشتون بیاد .
در ضمن ما به تعداد زیادی نویسنده نیاز داریم . اگه مایل به همکاری با ما هستین می تونین روی این لینک کنید . ما با کمال میل آماده پدیرش نویسنده و همکار هستیم .
با تشکر
براي تبادل لينک ابتدا لينک مارو بانام:RAP METAL FANS CLUB در
وبلاگ ياسايتتان قراردهيد ،
سپس از طریق فرم نظرات به ما خبر دهيد تاما هم اين کار رو براي شما بکنيم.
من شاهین هستم .
بهم PC Master و WILD CHILD هم میگن . قصد دارم تو این وبلاگ هر چی عشقمه بنویسم .
البته موضوع اصلی وبلاگ دانلود و متن آهنگ های رپ و متال انگلیسیه .
علاقه شدید هم به کامپیوتر دارم .
هر مشکلی در زمینه کامپیوتر ، برنامه نویسی C و VB و دلفی داشتین تو نظرات مطرح کنید تا من در اسرع وقت به سوالتون جواب بدم .
هر آهنگ و لیریکی که می خواین اسم آهنگ و خواننده و آلبومشو دقیق بگین تا براتون آپ کنم .
نظرای خودتونو هم درباره من و وبلاگم و سلیقه های خودتون رو حتما بفرستید .
خوشحال میشم .
موفق باشید .
شماره موبایل بنده :
09354230245
خواهشا فقط SMS بزنید و در صورت امکان اسم و محل سکونت و ایمیل و وبسایتتون رو هم بنویسید .
متن و ترجمه آهنگ![]()
دانلود آهنگ![]()
بیوگرافی رپر ها و متالر ها![]()
تصاویر و پوستر خوانندگان![]()
سوال و جواب در زمینه کامپیوتر![]()
درد و دل های من![]()
دانلود برنامه و کتاب![]()
بررسی انواع آلات موسیقی![]()
مقالات و متون خواندنی![]()
فلسفه مرگ و اعتقادات دینی![]()
مکاتب و احزاب سیاسی![]()
نقد و بررسی کلیپ آهنگ ها![]()
فروش CD و DVD متال و ...![]()
در ایران یهودیان به اسامی دیگری از قبیل کلیمی وجهود نامیده میشوند همچنین در کتب مذهبی و روایات به نامهای بنی اسرائیل وعبریان نیز معروف میباشند که هر کدام از این القاب واسامی در کارنامه وتاریخ این ملت ریشۀ خود را دارد. اصل نام این ملت که امروزه یهودیان نامیده میشوند، عبریان بود که ریشه یابی وفلسفه این نام از نظر یک ایرانی قابل تعمق است.
در توراه آمده است زمانی که حضرت ابراهیم جد بزرگ ملت یهود در عراق بر علیه بت پرستی قیام کرد برای جدا بودن از این طایفه بت پرست وی و پیروانش به طرف دیگر رودخانه فرات رفته و از آن رو به حضرت ابراهیم وپیروانش لقب عبری را دادند که از کلمۀ עבר( Eber) به معنی عبور کرده گرفته شده و مشخص کننده گروهی بود که از فرات عبور کرده وخود را از آن نظام فکری فاسد جدا ساختند وکلمه عبور در زبان فارسی همان کلمه عبری עבר است که اگر آن را حرف به حرف همانطور که میبینیم به فارسی یا عربی بنویسیم همان عبور میشود وباز لازم به تذکر است که اصولاً اکثر کلمات عربی همان کلمه عبری است که با حروف عربی نوشته شده وکلاً گرامر این زبان ریشه در زبان عبری دارد.
از دیگرنامهای قوم یهود بنی اسرائیل است که در توراه ودیگر کتب مقدس به کرات به آن اشاره شده. کلمه اسرائیل لقبی است که خداوند به حضرت یعقوب داد واز آنجا که دوازده سبط ملت یهود از حضرت یعقوب میباشند از این جهت به آنان بنی اسرائیل یعنی فرزندان حضرت یعقوب نیز گفته میشود.
نام دیگری که یهودیان به آن معروف میباشند و بیشتر در ایران مورد استفاده است نام کلیمی است و دلیل این نام این است که چون در قرآن آمده حضرت موسی کلام به کلام با خداوند صحبت میکرده از این رو به وی لقب کلیم الله داده شده به همین جهت پیروان حضرت موسی را کلیمی مینامند.
کلمۀ یهودی از نام یهودا یکی از دوازده پسر حضرت یعقوب گرفته شده وهمچنین ماشیح یا ناجی که یهودیان در انتظارش میباشند از نسل یهودا خواهد بود. از آنجا که یهودا در زبان لاتینJudah جودا تلفظ میشود به همین جهت به یهودیان Jew میگویند وکلمۀ جهود در زبان فارسی از همین جا آمده با این تفاوت که در ایران کلمۀ جهود را زمانی مورد استفاده قرار میدهند که بخواهند یهودیان را مسخره کرده ویا با بی احترامی از آنان یاد کنند. اما دلیل دیگر که نام یهودی به آنان داده شده این است که در عبری کلمۀ یهودیم یعنی مردمان خدا وسه حروف اول نام یهودا در عبری وسه حروف اول نام اعظم خداوند در عبری که یهودیان اجازۀ تلفظ آن را ندارند یکی میباشد.
در اصل یهودی به کسی گفته میشود که از نسل حضرت ابراهیم، حضرت اسحاق وحضرت یعقوب وهمسرانشان باشند و یهودیت باور واجرای قوانینی الهی است که در زمان این پیامبران اجرا میشده و پس از خروج بنی اسرائیل از مصر خداوند توسط حضرت موسی از طریق توراه در کوه سینا رسماً به یهودیان اعطا فرمود.
یک فرد یهودی کسی است که مادرش یهودی باشد ویا از طریق آموزش توسط مراجع صلاحیت دار جامعۀ یهودی به این دین گرویده شود. حتی اگر فردی پدرش غیر یهودی بوده ولی مادر یهودی داشته باشد وبه هیچ عنوان قوانین یهود را رعایت نکند این شخص از نظر قانون یهودیت، یهودی به حساب میاید
اگر فردی از پدر یهودی متولد شود ولی مادری غیر یهودی داشته باشد و حتی کاملاً با قوانین یهودی بزرگ گردد طبق قانون یهود، یهودی نبوده وچنین شخصی میبایست وقتی به سن قانونی رسید مانند یک غیر یهودی مراحل گرویدن به دین یهود را انجام داده و یهودی شود.
اما به مجرد اینکه شخصی غیر یهودی پس از گذراندن مراحل قانونی به یهودیت گرویده شد او همانند یک یهودی است که جد آن به حضرت یعقوب میرسد. اصولاً در یهودیت تبلیغ دین مجاز نبوده ویک یهودی نمی تواند دیگران را مجبور به تغییر مذهب کند مگر خودشان بخواهند تغیر مذهب داده و طبق قوانین شرعی و آموزش قوانین یهودیت، یهودی شوند. چرا که در باور یهودیت همانطور که اشاره شد انسانیت، خداپرستی و کسب علم ودانش هدف بوده و فقط با عوض کردن دین به تنهائی مسئله ای حل نمیشود واگر اینگونه بود در بین ادیان دیگر این همه اختلاف و برادر کشی مشاهده نمیشد.
در طول هزاران سال از تاریخ یهود افراد بسیاری چه از مردم عامی ویا رهبران دیگر مذاهب، وزرا وشاهزادگان به یهودیت گرویده اند که وابستگی وخدمت بعضی از آنان به یهودیت به حدی بوده که میتوان گفت ادامۀ حیات یهودیت مدیون آنان است که برای نمونه میتوان از بتیا دختر فرعون مصر، ییترو پدر زن موشه ( حضرت موسی ) که رهبر و کاهن اعظم سرزمین خود بود، اونقلوس پسر برادر امپراتور روم، ربی عقیوا که پدر بزرگش به یهودیت گرویده بود نام برد، امروزه در کشورهای آزاد به یهودیانی بر میخوریم که از آفریقا، هند، چین، ژاپن ، مکزیک و حتی کشورهای عربی به یهودیت گرویده اند.
امر مهمی که بر عکس دیگر ادیان در یهودیت به آن اشاره وتاکید میشود این است که برای رضای خداوند و به بهشت رفتن حتماً نباید که یهودی بود بلکه انسانیت است که شرط اصلی است و زیر بنای هر نظام وباوری میبایست بر انسانیت وانسان دوستی برقرار باشد، جان هر انسانی ارزشمند بوده و کسی که در زندگی گذرای امروز دست یاری و کمک ونجات به دیگر انسانها بدهد، خداوند نیز او را نیز دوست داشته و با اوست چه یهودی باشد ویا غیر یهودی و از نظر روحانی مقامی در عالم باقی دارد وبهشت از آن اوست واین یک شعار نیست بلکه در تاریخ یهود بسیار بهاین مطلب اشاره شده و مورد اهمیت است وبرای پی بردن به امر انسان دوستی و نوع دوستی خیلی ساده به ماهیت کلمۀ عبری آدم אדם ( א آ- ד د- ם م ) که طبق معمول درعربی و فارسی کپی شده توجه کنیم به عمق و درایت فلسفۀ یهود پی میبریم .
در عبری کلمۀ آدم هرگز جمع بسته نمیشود و چیزی در یهودیت بنام آدمها نداریم و در این رابطه فلاسفۀ یهود توضیح داده و میگویند که چون ریشۀ تمام انسانها از حضرت آدم بوده و هدف یگانگی واتحاد در جوامع بشری است ، از این رو برای نشان دادن این معیار در یهودیت کلمۀ آدم فقط به صورت مفرد نوشته میشود و آنهایی که بدنبال دو دستگی و یا چند دستگی هستند آدم به حساب نمیآیند وراز تکامل بشری و صلح وصفا تنها از طریق یگانگی واتحاد حاصل میشود.
در دوران سلطنت حضرت داوود که میزان ایمان و آگاهی یهودیان به یهودیت بسیار زیاد بود، هنگامی که حضرت داوود به جنگ میرفت تلفات میداد ولی قوم بت پرستی که در جوار کشور اسرائیل زندگی میکردند در جنگهای خود تلفاتی نمیدادند و حضرت داوود با مشاهده این موضوع کنجاو شد که علت چیست وخداوند در وحی به او گفت با وجودی که تو ویهودیان ایمان و آگاهی کامل به خداوند دارید اما چون عده ای از شما نسبت به هم بدی میکنند من هم شما را در کارزار کمک نمیکنم ولی طایفۀ بت پرست هم جوار کشور شما با وجودی که مرا قبول ندارند ولی با یکدیگر خوب بوده ودر صلح زندگی میکنند از این رو من هم آنان را در کارزارشان یاری میکنم.
یهودیان در عید پسح ( فطیر ) که به مدت یک هفته جشن میگیرند، در روزی که مصادف با غرق شدن سربازان مصری در دریا میباشد اجازه خواندن هلل و شادی کامل הלל(ה ه – ל ل – ל – ل هلهله) را ندارند. با وجودی که آنان در تعقیب یهودیان بوده تا آنان را نابود کنند. (یهودیان اجازه ندارند در کشته شدن دشمنان خود شادی کنند).
مطالعۀ این اشارات در کتب مقدس یهود این امر را روشن میکند که در یهودیت فقط خدا پرست بودن تنها کافی نبوده وباور داشتن به دین خواصی شخص را بهشتی ویا جهنمی نمیکند بلکه از دید یهودیت همۀ انسانها از یک ریشه وآن هم حضرت آدم بوده و فلسفۀ خلقت و زندگی بشر در این راهروی گذرا، تکامل ورسیدن به عالم باقی است ودر باور یهودیت یک روحانی یهودی که رفتار غیر انسانی دارد میتواند جهنمی بوده و بر عکس شخصی عامی غیر یهودی ولی عادل وانسان دوست میتواند بهشتی باشد. در یهودیت هر انسانی از پیغمبر گرفته تا فرد عامی میتواند اشتباه کند و هیچ گونه مزیتی یکی بر دیگری ندارد وتنها تفاوت در این است که هر چه شخص بیشتر آگاه باشد سطح توقع الهی واجتماعی نسبت به رفتار آنان متفاوت است از این رودر یهودیت جریمۀ فردی آگاه نسبت به شخصی عامی در مورد یک خلاف یکسان، به مراتب بیشتر است.
در یهودیت تنها خداوند است که کامل وابدی است ولی پیغمبران این خواص الهی را در این دنیا ندارند ولی به خاطر رسالتی که دارند مورد احترام بوده و هیچ یهودی حق ندارد که به آنان ودیگر انسانها سجده کرده ومورد پرستششان قرار دهد، اما از آنجا که روح انسان نزدیک به ذات مقدس الهی است پس از سپری کردن این دنیا وتکامل روحانی میتواند در عالم باقی به ابدیت دست یابد ولی هرگز نباید مورد پرستش قرار گیرد. در اماکن مقدس یهودی نصب هر گونه عکس و مجسمه ممنوع است ویک یهودی نمیتواند در محلی که مجسمه ویا عکس انسان و حیوانات باشد به نیایش ونماز بپردازد.
در توراه تا زمانی که حضرت موسی زنده بود خداوند او را انسان کامل خطاب نکرد بلکه پس از درگذشت آن حضرت بود که از ایشان به عنوان یک شخص کامل وعادل یاد شد چرا که هر انسانی در هر لحظۀ زندگی میتواند با خطای خود از درجۀ بالا روحانی سقوط کند ویا بر عکس، در یهودیت هر انسانی به جهت داشتن روح مقدس ظرفیت آن را دارد که به مقام پیغمبری برسد و این بستگی به راه وروش زندگی او ودرک نظام آفرینش وشناخت به چگونه رسیدن به هدف واقعی است.( در باور یهودیت به جهت اینکه روح هر انسانی منشا الهی داشته، خلاق و مقدس آفریده شده و فرد پرستی برای او منع شده ) و این روح مقدس میبایست که در بدنی خاکی وفیزیکی به تکامل خود دست یابد و هماهنگی درست روح و بدن است که رسیدن به این هدف را میسر میسازد.
از آنجا که تکامل ورشد معنوی اصل خلقت میباشد لذا تحقیق ومطالعه تنها راه دستیابی به این هدف است وبا قبول این واقعیت است که افرادی که مایل به قبول یهودیت هستند میبایست مدتی در کلاسها ومدارس یهودی به آموزش و تحقیق پرداخته و سپس با آگاهی از قوانین یهود تصمیم بگیرند که آیا مایل به گرویدن به یهودیت هستند ویا نه، نه به خاطر مقام ویا وابستگی های شخصی ویا مالی بلکه بخاطر خود اصل یهودیت چرا که باور دینی با انسان متولد میشود و جزو شخصیت یک فرد میباشد وبه راحتی با گفتن جمله ای ویا غسل کردن در آب ویا به زور قابل تغیر نیست همانطور که خداوند انسان را با نیروی عقل وحق انتخاب آفریده، میبایست از همین دو نیروی مهم برای زندگی و آینده خود ونسلهای بعد استفاده کرده و مسیر خود را مشخص کند.
[+]
نوشته شده توسط شاهین (مدیر وبسایت) در 14:41
|
|
درمیان پیروان ادیان ابراهیمی،آن دستهای كه از همه كوچكتر و در عین حال بیش ازهمه به چشم میآیند، پیروان شریعت موسی (ع) است. در تمام دنیا 14میلیون یهودی زندگی میكند؛ هفت میلیون در آمریکا، پنج میلیون در آسیا، دو میلیون در اروپا و یکصد هزار نفر در آفریقا.
به زبانی دیگردر برابر هر یهودی در دنیا، یکصد نفر مسلمان وجود دارد.ولی با این وجود یهودیان بیشتر از یکصد برابر قدرتمندتر از تمام مسلمانان هستند.آیا تاكنون از خود این پرسش را مطرح كردهاید كه چرا قوم یهود، با این جمعیت اندك تا این اندازه ثروتمند وقدرتمند هستند؟
شاید شما هم از آن دسته افرادی باشید كه همواره در برابر این پرسش پاسخهایی آماده دارند؛ اینكه یهودیان نزول خوار هستند! اینكه یهودیان خسیس هستند! اینكه یهودی اهل توطئه برای جهانیان هستند! اما میخواهم بپرسم كه آیا در میان یك میلیارد و چهارصد میلیون مسلمان، 28 میلیون نفر اهل (نعوذ به الله!) ربا نیستند؟ آیا 240 میلیون خسیس مسلمان در جهان نیست؟ و اینكه آیا اقوام و ملل دیگر اهل توطئه و مكر براای یكدیگر نیستند؟ همه جای جهان در آسایش است الا در شهر و محلهای كه یهودی باشد؟
البته كه من در این نوشتار تنها در خصوص یهودیان فردی كه پیرو دین موسی (ع) است می نویسم و كاری به جنبش صهیونیسم و پیروان اندك آن در میان این قوم ندارم.
از عیسای ناصری كه یك "مصلح بزرگ یهودی" بود تا آلبرت اینشتین، "بانفوذترین و تأثیرگذارترین دانشمند تمام دوران" و "مرد قرن" به انتخاب مجله تایم، كه یك یهودی بود، می توان نام های بسیاری بین این دو گذاشت كه همگی در یهودی بودن مشترك هستند؛ افرادی چون :زیگموند فروید، پدر روانکاوی و کارل مارکس، پل ساموئلسون و میلتون فریدمن روشنفکران تاثیر گذار جهان،بنجامین روبین كه سرنگ واکسیناسیون را به بشر ارزانی داشت.
یوناس سالک كه اولین واکسن فلج اطفال را تهیه کرد..آلبرت سابین واکسن فلج اطفال مؤثر و بهبود یافته را تهیه کرد. گرترود الیون، داروی مبارزه با سرطان خون را به ما هدیه کرد. باروخ بلومبرگ، واکسیناسیون هپاتیت بی را مهیاکرد. پل الریخ، درمان سیفیلیس را کشف کرد،الی مچنیکوف، یک جایزه نوبل را در بیماریهای عفونی بدست آورد.برنارد کاتز، یک جایزه نوبل را در انتقال عصبی-عضلانی کسب کرد.آندرو شالی، برنده جایزه نوبل در غدد ترشح کننده داخلی شد (اختلال سیستم غدد درون ریز؛ دیابت،پرکاری تیروئید) آرون بک، درمان شناختی را کشف کرد (روان درمانی برای معالجه اختلالات روانی، افسردگی و فوبیا).
گرگوری پینکاس، اولین قرص ضد حاملگی خوراکی را تهیه کرد. جورج والد، یک جایزه نوبل به خاطر پیشبرد دانش و ادراک ما از چشم انسان، کسب کرد. استنلی کوهن، برنده یک جایزه نوبل در جنین شناسی (مطالعه جنینها و رشد آنها) شد. ویلم کولف، با ماشین دیالیز کلیه مطرح شد.
در طول 105 سال گذشته، 14 میلیون یهودی، دوجین از جوایز نوبل را کسب کرده اند در حالی که تنها 3 جایزه نوبل توسط 4/1 میلیارد مسلمان کسب شدهاست(غیر از جوایز صلح).
بازهم می پرسم؛ چرا یهودیان اینقدر قدرتمندند؟
استنلی میزور، اولین تراشه میکرو پروسسور (ریزپردازنده) را اختراع کرد. لئو سیلارد، اولین راکتور هسته ای زنجیره ای را ساخت. پیتر شولتز، کابل فیبر نوری ؛ چارلز آدلر، چراغ راهنما ؛ بنو استراوس، فولاد ضد زنگ ؛ آیسادور کایسی، سینمای مصوت (همراه با صدا) ؛ امیل برلینر، میکروفون (دهنی) تلفن و چارلز گینسبورگ، ضبط نوار ویدئویی.
سرمایه داران شهیر در دنیای تجارت و دنیای رسانههای جمعی اغلب یهودی هستند یا:ریچارد لوین، رئیس دانشگاه یال، یک یهودی است. همچنین هنری کیسینجر(وزیر آمریکایی)،آلن گرینسپن(رئیس مجلس در دوران ریگان،بوش،کلینتون و بوش)، جوزف لیبرمن، مادلین آلبرایت (وزیر آمریکایی)، کاسپر وینبرگر (وزیر دفاع آمریکا)، ماکسیم لیتوینوف (وزیر امور خارجه شوروی سابق)، دیوید مارشال (نخست وزیر سنگاپور)، ایساک ایساکس (فرماندار کل استرالیا)، بنجامین دیسرایلی (سیاستمدار و نویسنده بریتانیایی)، یوگنی پریماکوف (نخست وزیر روسیه)، بری گلدواتر، خورخه سامپایو (رئیس جمهور پرتغال)، جان دویچ (مدیر سیا)، هرب گری (قائم مقام نخست وزیر کانادا)، پیر مندز (نخست وزیر فرانسه)، مایکل هوارد (وزیر کشور بریتانیایی)، برونو کریسکی (صدر اعظم اتریش) و روبرت روبین (وزیر خزانه داری آمریکا) نیز یهودی هستند.
آیا می توانید نوعدوست ترین نیکوکار در طول تاریخ جهان را نام ببرید؟
نامش جورج سوروس (ایرانیالاصل) است، یک یهودی، که تاکنون بیش از 4 میلیارد دلار اهداکرده که بیشتر آن برای کمک به دانشمندان و دانشگاههای سراسر دنیا صرف شدهاست.پس از جورج سوروس، والتر آننبرگ، یک یهودی دیگر، قرار دارد که یکصد کتابخانه را با بخشش تقریباً 2 میلیارد دلار ساخته است.
آیا می دانستید که هریسون فورد، جورج برنز، تونی کورتیس، چارلز برنسون، ساندرا بولاک، بیلی کریستال، وودی آلن، پل نیومن، پیتر سلرز، داستین هافمن، مایکل داگلاس، بن کینگزلی، کرک داگلاس، گلدی هاون، کری گرانت، ویلیام شاتنر، جری لوییس و پیتر فالک همه یهودیند؟
حقیقت امر این است که خود هالیوود به دست یک یهودی بنیان نهاده شد. در بین کارگردانها و تهیه کننده ها، استیون اسپیلبرگ، مل بروکس، الیور استون، آرون اسپلینگ (بورلی هیلز 90210)، نیل سیمون، آندرو واینا (رامبو 1/2/3)، مایکل مان، میلوس فورمن (پرواز بر فراز آشیانه فاخته)، داگلاس فیربنکس (دزد بغداد) و ایوان ریتمن همگی یهودیند.
جهت اطمینان، واشینگتن مهمترین پایتخت دنیاست! در واشینگتن لابی ای که از اهمیت برخوردار است، انجمن امور عمومی اسراییل آمریکایی یا AIPACاست كه معمولا نتایج انتخابات آمریكا بالاخص ریاست جمهوری در آن رقم میخورد. و حمایت این لابی از هر كاندیدا به معنای احتمال پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری آمریكاست!
سئوال : حالا، چرا یهودیان اینقدر قدرتمندند؟
پاسخ در یك نكته نهفته است و آنهم آموزش و پرورش.
چرا مسلمانان اینقدر کم توانند؟
بطور تخمینی در حدود 1400000000 مسلمان برسطح سیاره زمین قرار دارند: یک میلیارد در آسیا، 400 میلیون در آفریقا، 44 میلیون در اروپا و شش میلیون در آمریکا.
یک پنجم تمام انسانها، مسلمانند ؛ به ازای هر نفر هندو، دونفر مسلمان وجود دارد، در مقابل هر نفر بودایی، دو نفر مسلمان و در برابر هر نفر یهودی، یکصد نفر مسلمان وجود دارد. هیچ فکر کرده اید که چرا مسلمانان اینقدر ضعیفند؟ دلیلش اینجاست:
57 کشورعضو در سازمان کنفرانس اسلامی (OIC) عضویت دارند، و تمام آنها بر روی هم در حدود 500 دانشگاه دارند ؛ یک دانشگاه به ازای هر سه میلیون مسلمان.
ایالات متحده 5758 دانشگاه و هند 8407 دانشگاه دارند.در سال 2004، دانشگاه شانگهای جیائو تونگ، یک «رده بندی علمی دانشگاههای جهان» را گردآوری کرد، وهیچ دانشگاهی از کشورهای با اکثریت جمعیت مسلمان، در جمع 500 دانشگاه برتر قرار نداشت.
مطابق اطلاعاتی که توسط UNDP جمع آوری شده است، درصد باسوادی در دنیای مسیحیت، در حدود 90 درصد می باشد و 15 کشور با اکثریت جمعیت مسیحی دارای نرخ باسوادی 100 درصد بوده اند. یک کشور با اکثریت جمعیت مسلمان، در بالاترین حالت تمایز (کنتراست)، میانگین نرخ باسوادی در حدود 40 درصد داشته و هیچ کشوربا اکثریت جمعیت مسلمان، با نرخ باسوادی 100 درصد وجود ندارد.
حدود 98 درصد از باسوادان در دنیای مسیحیت، مقطع ابتدایی (دبستان) را به پایان رسانده اند در حالی که کمتر از 50 درصد از باسوادهای دنیای اسلام همین مقطع را به پایان برده اند. در حدود 40 درصد از باسوادان در دنیای مسیحیت، دانشگاه رفته اند در صورتی که کمتراز دو درصد از باسوادان در دنیای اسلام دانشگاه دیده اند.
یهودیان مزومات دنیای جدید را به خوبی درك كردهاند آنان به قدرت هنر و رسانه پیبرده اند و به خوبی میدانند كه اگر این دو بایكدیگر تلفیق شود میتوانند در جهان پادشاهی كنند، همان گونه كه در مهمترین و قدرتمندترین كشور دنیا اینگونه هستند.
در كشورهای مسلمان اما هنوز دشمنی وجنگ خونینی بین هنر و رسانه در جریان است، هنوز اكثر قاطع رهبران و حاكمان مسلمانان رسانه را دشمن خود میپندارند و سعی درسركوب آن دارند و هنر را نیز هنوز جلوهای شیطانیدانند، در ایران كه به نسبت اكثر كشورهای مسلمان مترقیتر است (از لحاظ دیدگاه حاكم بر اجتماع) هنوز سینما رفتن كاری ناشایست و منفی قلمداد میشود!
پس تا روزی كه در بر این پاشنه ها! می چرخد خیالتان راحت! یهودیان قدرتمند ترین قوم جهان خواهند بود! اگر با این حرف من موافق نیستید،احتمالا باید یكبار دیگر این مطلب را بخوانید.
*بخشی از این نوشته با تكیه بر مطلب یك روزنامه نگار پاكستانی تحریر شده است
[+]
نوشته شده توسط شاهین (مدیر وبسایت) در 14:40
|
|
صهیونیسم مسیحى واژه اى است كه براى شاخه افراطى پروتستان هاى آمریكایى به كار مى رود. این گروه به جهت حمایت از اسرائیل، بدین نام مشهور شد ه ا ند. واما مسیحیت به سه شاخه كاملا جدا و مخالف یكدیگر یعنى كلیساى كاتولیك روم، ارتدكس وپروتستان تقسیم شده است . این سه كلیسا در اعتقادات دینى ومراسم عبادى كاملا از یكدیگر جدایند ومانند سه دین مختلف عمل مى كنند وحتى انجیل كلیساى پروتستان با انجیل كلیساى كاتولیك تفاوت زیادى دارد. یكى از ویژگى هاى كلیساى پروتستان رابطه بسیار نزدیك آن ها با دولت هاى اروپایا یی مى باشد و این دولت ما براى ترویج مسیحیت پروتستان از مبلغان خود دركشورهاى جهان سوم حمایت هاى گسترده مالى، تبلیغاتى وسیاسى مى كنند؟ به عنوان مثال در انگلیس، دولت وكلیساى پروتستان از هم جدا نیست وملكه انگلیس در رأس دولت وكلیسا قرار دارد.
در یك قرن گذشته جریان جدیدى كه در بین پروتستان ها فوق العاده قدرتمند شده است، مكتب نو ظهور "مبلغان انجیل مى باشد. قبل از جنگ جهانى دوم این مكتب نوظهور به بنیادگرایى معروف وشعار آن ها بازگشت به انجیل وتغییر جامعه با تحول فرهنگى بود وهدف آن ها به وجود آوردن حكومت در آمریكا بر مبناى بنیادهاى انجیل مى باشد. بعد از جنگ جهانى دوم، بنیادگرایان آمریكایى خود را مبلغان انجیل معرفى كردند و با استفاده گسترده از وسایل ارتباطات جمعى توانستند در جامعه آمریكا نفوذ فراوانى به دست آورند واكنون این جریان قدرتمندترین وفعال ترین تشكیلات دینى در آمریكا محسوب مى شود و در مراكز سیاسى این كشور نفوذ زیادى دارند.
اصول ومبانى جریان مبلغان انجیل در آمریكا وانگلیس، حمایت همه جانبه عقیدتى وسیاسى از صهیونیسم مى باشد و آن ها اعتقاد دارند كه پیروان كلیساى پروتستان براى ظهور دوباره مسیح باید چند خواسته مسیح راكه در تفاسیر انجیل در قرن بیستم به عنوان پیشگویى هاى انجیل بیان شده، عملى نمایند . این جریان نوظهور در پروتستانَیسم با عنوان خواسته هاى مسیح شهرت دارد . پیروان این مكتب خود را از مبلغان انجیل مى دانند واعتقاد دارند پیروان این مكتب، مسیحیان دوباره تولد یافته مى باشند كه فقط اینان اهل نجات خواهند بود ودیگران هلاک خواهند شد. از ویژگى هاى ممتاز پیروان این مكتب اعتقاد راسخ وتعصب خاص به صهیونیسم مى باشد وتعصب این مسیحیان به صهیونیسم بیش از صهیونیست هاى یهودى مقیم اسرائیل و آمریكا مى باشد . مطابق اعتقادات مكتب فوق به وسیله پروتستان ما حوادثى باید به وقوع بپیوندد تا مسیح دوباره ظهور نماید وپیروان این مكتب وظیفه دینى دارند براى تسریع در عملى شدن این حوادث كوشش نمایند. حوادثى كه توسط آن ها باید عملى شوند، عبارتند از
1- یهودیان از سراسر جهان باید به فلسطین آورده شوند وكشور اسرائیل درگستره اى از رودخانه نیل تا رودخانه فرات به وجود آید ویهودیانى كه به اسرائیل مهاجرت نمایند، اهل نجات خواهند بود
2- یهودیان باید دو مسجد اقصى وصخره در بیت المقدس را منهدم كنند وبه جاى این دو مسجد مقدس مسلمانان، معبد بزرگ را بنا نمایند )ا ز سال1967تا به حال دو مسجد اقصى و صخره در بیت المقدس بیش از صد بار مورد حمله یهودیان ومسیحیان صهیونیست قرارگرفته است(
3- روزى كه یهودیان مسجد اقصى ومسجد صخره در بیت المقدس را منهدم كنند، جنگ نهایى مقدس )آرماگدون( به رهبرى آمریكا وانگلیس آغاز شده، در این جنگ جهانى تمام جهان نابود خواهد شد
4- روزى كه جنگ آرماگدون آغاز شود، تمامى مسیحیان پیرو اعتقادات عملى نمودن خواسته هاى مسیح كه مسیحیان دوباره تولد یافته مى باشند، مسیح را خواهند دید وتوسط یك سفینه عظیم از دنیا به بهشت منتقل مى شوند از آن جا همراه با مسیح، نظاره گر نابودى جهان وعذاب سخت در این جنگ مقدس خواهند بود
5- در جنگ آرماگدون زما نى كه ضد مسیح )دجال( در حال دستیابى به پیروزى است، مسیح همراه مسیحیان درباره تولد یافته در جهان ظهور خواهد كرد و ضد مسیح را در پایان این جنگ مقدس شكست مى دهد وحكومت جهانى خود را به مركزیت بیت المقدس برپا خواهد ساخت ومعبدى كه به جاى مسجد اقصى وصخره در بیت المقدس كه توسط مسیحیان ویهودیان قبل از آغاز جنگ آرماگدون ساخته شده- محل حكومت جهانى مسیح خواهد بود. 6- دولت صهیونیستى اسرائیل باكمك آمریكا وانگلیس، مسجد اقصى ومسجد صخره در بیت المقدس را نابود خواهدكرد ومعبد بزرگ به دست آنان در این مكان ساخته خواهد شد واین رسالت مقدس به عهده آن ها مى باشد
7- این حادثه پس از سال 2000 میلادى حتماً اتفاق خواهد افتاد
8- قبل از آغاز جنگ آرماگدون، رعب ووحشت جامعه آمریکا و اروپا را فرا خواهدگرفت
9- قبل از ظهور دوباره مسیح، صلح در جهان هیچ معنى ندارد ومسیحیان براى تسریع در ظهور مسیح باید مقدمات جنگ آرما گدون و نابودى جهان را فراهم نمایند . رهبران مذهبى فرقه هاى پروتستان در ایالات متحده وانگلیس كه به این مكتب نوظهورخواسته هاى مسیح اعتقاد دارند، در دهه 1990م اعتقادات یاد شده را به شدت در جامعه آمریكا واروپا تبلیغ كرده اند و در 10 سال گذشته در آمریکا در این زمینه ده هاكتاب منتشر شده وفیلم هاى گوناگونى به نمایش درآمده اند. كشیش آمریکایى به نام هال لیندسى كتابى با عنوان در پیشگویی هاى انجیل جاى آمریکا كجاست " را تألیف كرده كه یكى از پرفروشترین كتاب هاى سال 2001 در آمریکا به شمار آمده است. در این كتاب نقش دولت واشنگتن در جنگ آرما گدون بیان شده است . نویسنده در این كتاب اثبات نموده است كه دولت آمریكا جنگ آرما گدون را رهبرى خواهدكردومخالفان مسیح در سراسر جهان را كه قبل ازآغاز این جنگ باعث ایجاد رعب و وحشت در جهان شده ا ند، شكست خواهد داد. در ابن جنگ مقدس، دولت انگلیس همكار آمریكا خواهد بود. دولت آمریکا در اوج جنگ سرد، موشك هاى هسته اى قاره پیماى خود را شمشیرهاى جنگ مقدس نامیده بود. پیروان این مكتب در یك دهه گذشته تبلیغ كرده اندكه عملیات طوفان صحرا علیه عراق در سال 1991 فراهم كردن مقدمه براى جنگ آرما گدون بوده است
مسیحیان صهیونیست از فرقه پروتستان ها در آمریکا وانگلیس اعتقاد دارندكه مسیح همیشه در امور خاورمیانه به سود دولت اسرائیل مداخله نموده است واعلام مى دارند كه خواست دولت اسرائیل در حقیقت خواست مسیح مى باشد و مذاكرات صلح در خاورمیانه بیهوده است وتأسیس كشور اسرائیل بزرگ از رودخانه نیل تا رودخانه فرات، خواست مسیح مى باشد كه به زودى عملى خواهد شد. صهیونیست هاى یهودى هم مطابق اعتقاد به مجموعه قوانین دینى خود تلمود به مكتب خواسته هاى خدا اعتقاد دارند و مطابق این اعتقاد، آن ها برنامه اى را اجرا مى نمایند كه با كمك دولت هاى آمریكا وانگلیس و دیگركشورهاى غربى بتوانند دو مسجد مقدس اقصى وصخره در بیت المقدس را تخریب كرده، كشور اسرائیل بزرگ را با نابودى كامل كشورهاى اسلامى به وجود آورند . به همین منظور میان صهیونیست هاى یهودى و صهیونیست هاى مسیحى از فرقه پروتستان ها اتحاد و هماهنگى كامل وجود دارد و مسیحیان پیرو اعتقاد خواسته هاى خدا راهمواره اظهار مى دارند، هر عملى كه از سوى دولت اسرائیل انجام مى شود در حقیقت از سوى مسیح طراحى شده است وباید توسط مسیحیان سراسر جهان مورد حمایت قرارگیرد . به لطف حمایت همه جانبه جهان مسیحى غرب از دولت تل آویو، اكنون ذخایر عظیم موشك هاى هسته اى وانواع و اقسام تسلیحات شیمیایى و میكروبى در اسرائیل وجود دارد و در واقع، رژیم صهیونیستى را به یك انبار مهمات وپا دگان نظامى جهان مسیحى ایالات متحده آمریکا وغرب تبدیل كرده اند . البته هدف استراتژیك جهان مسیحى غرب این است كه كشورهاى اسلامى را در زمینه هاى اقتصادى ونظامى براى همیشه ضعیف نگاه دارند
یك نویسنده آمریکایى در سال 997 1 كتابى با عنوان خیانت به بیت المقدس را تألیف نمود كه در آن هر نوع مذاكره صلح با فلسطینیان را خیانت به تعلیمات انجیل وخواسته هاى مسیح مى داند واین مطلب را به خوانندگان القا مى نمایدكه مسیح باآغاز هزاره سوم وقبل از سال 2007 م ظهور خواهدكرد و اسراییل بزرگ را از نیل تا فرات به وجود خواهد آورد . در این كتاب ها تبلیغ مى گرددكه براى تعجیل ظهور مسیح، مسیحیان بایدكشور بابل را- كه عراق كنونى مى باشد- نابود كنند و رودخانه فرات باید كاملا خشك گردد . گفتنى است كه آن ها جنگ آ رماگدون را جنگ فرات نیز مى نامند
رهبران دینى صهیونیسم مسیحى تبلیغات گسترد ه اى در این باره انجام داده اند . در یك نظرسنجى كه توسط خبرگزارى آسوشیتدپرس در سال 1997 انجام شد، اعلام گردید 25 درصد جمعیت آمریكا اعتقاد راسخ دارند كه باآغاز هزاره سوم، جنگ جهانى آرماگدون در محل فلسطین آغاز خواهد شد واین جنگ تا مدت هفت سال ادامه خواهد داشت. در اثر این جنگ دنیا نابود مى شود و در پایان این جنگ هفت ساله كه آن ها آن را مصیبت بزرگ براى كلیسا و مسیحیان مى دانند، مسیح همراه مسیحیان دوباره تولد یافته ظهور خواهد كرد و دجال را شكست مى دهد وحكومت جهانى خود را با مركزیت بیت المقدس تشكیل خواهد داد. به همین منظور آن ها معبد بزرگ راكه موجب جنگ آرما گدون مى شود معبد مصیبت بزرگ مى نامند . مطابق اعتقادات صهیونیسم مسیحى، غیر از معتقدان به خواسته هاى مسیح ، تمامى مردم جهان، چه مسیحى وچه غیر مسیحى، به دست دجال كشته خواهند شد. ارتش صهیونیستى در سال1967 بخش شرقى بیت المقدس را تصرف كرد ومسجد اقصى ومسجد صخره به دست صهیونیست هاى یهودى اشغال گردید . بعد از آن، رژیم تل آویو همواره اعلام كرد كه بیت المقدس پایتخت ابدى اسراییل است. به همین منظور صهیونیست ها 87 درصد بخش شرقى بیت المقدس را تصرف کرد ه اند ومردم فلسطین حق ندارند در بخش شرقى این شهر، خانه سازى كنند وحتى خانه هاى فلسطینى ها در این بخش شهر مرتب تخربب مى گردد ویهودیان در آن جا ساكن مى شوند . صهیونیست ها زیر محوطه مسجد اقصى و مسجد صخره را كا ملا حفارى كرده اند
صهیونیست هاى مسیحى ویهودى مقیم فلسطین اشغالى و آمریکا اعلام نموده اندكه آن ها سقف و ستون هاى معبد بزرگ را آماده كرده اند و مى توانند دركوتاه ترین مدت معبد بزرگ را در جاى مسجد اقصى ومسجد صخره احداث نمایند. آن ها نقشه معبد بزرگ را در روى جلد كتاب هایى كه در این موضوع نوشته شده است چاپ كرده اند
رهبران صهیونیسم مسیحى ویهودى خود اعلام كرده ا ند مطابق تفسیر مكاشفه یوحنا در انجیل، صهیونیسم رسالت الهى دارند و براى تأسیس دولت اسراییل بزرگ حق دارند علاوه بر سلب مالكیت فلسطینیان، حتى نسل كشى فلسطینیان واعراب را انجام دهند . رهبران دینى پروتستان، مبلغان انجیل را از مسیحى كردن یهودیان منع مى كنند، چراكه مطابق اعتقادات آنان یهودیان از سراسر جهان باید به فلسطین مهاجرت نمایند واسراییل بزرگ را تشكیل دهند و اقدام به ساخت معبد بزرگ نمایند . بیشتر مطلق یهودیان در جنگ آرماگدون توسط ضد مسیح كشته خواهند شد وتعداد اندكى كه زنده خواهند ماند، با ظهور حضرت مسیح به وى ایمان خواهند آورد.تروریسم مقدس و مبلغان جنگجوى انجیل مكتب صهیونیسم مسیحى دركشورهاى پروتستان مخصوصاً در ایالات متحده آمریکا وانگلیس توسط مبلغان انجیل در سطح گسترده ترویج مى شود
نویسنده معروف آمریکایى به نام گریس هالسل در دوكتاب معروف خود برنامه هاى مبلغان جنگجوى انجیل، مقیم آمریکا را به خوبى افشاكرده بود. نویسنده در این دوكتاب با عنوان پیشگوى وسیاست ومبلغان جنگجوى انجیل در بستر جنگ هسته اى برنامه هاى مشترك دولت هاى آمریکا، انگلستان واسراییل با همكارى مبلغان انجیل را براى به وجود آوردن اسراییل بزرگ تشریح مى كند. هالسل كه ازكارمندان برجسته دفتر ریاست جمهورى آمریکا بود اتحاد محرمانه بین مبلغان انجیل در آمریكا وانگلیس با اسراییل را آشكار مى نماید
تأثیر تبلیغات گسترده دستگاه هاى ارتباط جمعى آمریکاكه كاملاً تحت كنترل صهیونیست ها مى باشند، مردم آمریکا را به زود باورترین مردم جهان تبدیل كرده وحادثه 11 سپتامبر هم كینه ونفرت مردم آمریکا وجهان غرب را به خاطر تبلیغات هدایت شده، علیه اعراب ومسلمانان برانگیخته است
صهیونیست ها وطرفداران آن هاكه سال ها یك سلسله برنامه هاى دینى، فرهنگى، اجتماعى، وسیاسى خود را تبلیغ مى كردند، با حادثه 11 سپتامبر 2001 بهترین فرصت را به دست آوردند تا برنامه هاى شان را با سرعت بیشترى به مردم آمریکا و اروپا بقبولانند ودر حال حاضر مى كوشند برنامه هاى خود را عملى نمایند. در دوران جنگ سرد، آمریکا اتحاد جماهیر شوروى سابق را امپراتوری شر معرفى مى كرد و بعد از جنگ سرد، دستگاه هاى ارتباط جمعى آمریکا ترس از مسلمانان را تبلیغ كردند وبعد از حادثه 11 سپتامبر، این تبلیغات علیه اسلام ومسلمانان جهان در دنیاى غرب به اوج خود رسیده است گروه هاى مسیحى پیرو اعتقاد خواسته هاى مسیح در آمریکا 100 میلیون پیرو دارند و آن ها در هر دو حزب بزرگ آمریکا یعنى جمهورى خواه و دموكرات صاحب نفوذ مى باشند و همراه صهیونیست هاى یهودى، دولت واشنگتن را كاملاً در اختیار دارند.
آمریكا ودیگركشورهاى پروتستان و 1500 فرقه مسیحى حامل این اعتقاد در سطح جهان، براى جنگ آرماگدون تبلیغات گسترده انجام مى دهند وبراى تسریع در ظهور مسیح كوشش مى نمایند، وضعیتى را پیش آورندكه سراسر جهان نابود شود. نویسندگان غربى این اعتقادات را به عنوان تروریسم مقدس معرفى مى كنند. این گروه هاى مسلح مسیحى در آمریکا بعد از حادثه 11 سپتامبر از سوى اف بى اى متهم شد ه ا ندكه درپخش سیاه زخم كه یك اسلحه بیولوژیك مى باشد در آمریکا نقش داشته اند. سیاست دولت آمریكا نیز بر نبرد تمدن ها استوار است و آن ها خود را كدخداى دهكده جهانى اعلام كرده ا ند و به بهانه مبارزه با تروریسم مى كوشند سلطه خود را بر سراسر جهان گسترش دهند. ولى آمریکا در حال فروپاشى از داخل مى باشد و ریشه حوادث 11 سپتامبر در داخل خود آمریكا وجود دارد. گروه هاى صهیونیست مسیحى ویهودى در داخل آ مریكا روز به روز قدرتمندتر مى شوند و اكنون در واقع، دولت و مردم ایالات متحده آمریکا در دست این گروه هاگروگان مى باشند.
[+]
نوشته شده توسط شاهین (مدیر وبسایت) در 14:38
|
|
اینم خودم نخوندم . در واقع امروز هر مقاله ای که میزارم خودم هیچ کدوم رو نخوندم . خودم بعدا می خونم . میزارم وبلاگ شما هم بخونید . می تونید با هم مقایسه کنید . خودتون درباره هر نوشته قضاوت کنید .
... داستان خلقت آدم ، امر خداوند بر سجده ملائکه بر انسان، تخطی شیطان از این دستور، رجم ابلیس، آغاز دشمنی و اغوای آدم و هبوط ابوالبشر به زمین را همه کتب آسمانی بیان نموده اند.
معروف است که شیطان قسم یاد کرد که بر گمراهی جمیع آدمیان تلاش و به جز بندگان مخلص همه را به بیراهه و دوری از پروردگار بکشاند، که با وجود گذشت هزاران سال از هبوط آدم به زمین ماموریت یکصد و بیست و چهار هزار پیغمبر در هدایت ابناء بشر ، پیشرفت علم و آگاهی ، تاسیس هزاران بلکه ده ها هزار دانشگاه در جهان و سهولت دستیابی به خیر ، لیکن وجود شرارت های موجود سیاسی و اجتماعی و انحرافات فکری و فرهنگی در جامعه بشری در جامعه بشری گویای توفیق شیطان و تمایل آحادی از آدمیان به تبعیت از شیطان می باشد.
دامنه حرکت های شیطانی نه تنها در صحنه های برخوردهای قهرآمیز جنگ ها و تنش های بین سیاست بازان جهانی دامن گیر فرزندان آدم شده بلکه در گستره اعتقادات پاک و خداباورانه او نیز رسوخ کرده به نحوی که تشکل ها و نهادهایی نیز در رابطه با پرستش شیطان سازمان یافته که با نماد و نشان آشکار آزاده در جوامع مختلف به نشر فرهنگ شیطانی و گسترش ایده خداگرائی مشغولند.
مبنای تفکر شیطان پرستی را می توان در باور دیرین آدمیان به خیر و شر ، زیبایی و زشتی ، نور و ظلمت و سپس در مذاهب فکری ثنویت گرایانه و الهه پرستی جستجو کرد و در این رابطه شیطان پرستان را به دو دسته می توان تقسیم نمود :
1) شیطان پرستان سنتی (دینی)
2) شیطان پرستان فلسفی (معاصر)
الف: شیطان پرستان سنتی
به کانون ماوراءالطبیعه و یک یا چند خدای شیطانی معتقد بوده و برخی نیز همان شیطان رانده شده از ملکوت را تبعیت می نمایند . برخی از این گروه پا را از دایره شیطان پرستی عادی نیز فراتر گذاشته و تابع اعمال شیطانی یاد شده بوده که به شرپرستان معروف شده اند.
سابقه تشکیل شرپرستان به دوران تفتیش عقاید توسط کلیسا برمی گردد. این دسته از شیطان پرستان به اعمالی از جمله خوردن گوشت نوزادان، قربانی کردن دختران، ارتکاب و رواج انواع مسائل جنسی غیر معمول و نفرت از دین معروف می باشند.
ب: شیطان پرستان فلسفی (معاصر)
این دسته از شیطان پرستان وجود خدا را نفی کرده و بر این اعتقادند که هر کس خدای خود می باشد. موسس این گروه فردی به نام آنتوان شزاندر لاوی کاهن اعظم کلیسای شیطان و نویسنده انجیل شیطانی بوده که پیروان او به "شیطان پرستان لاوی" مشهور می باشند. آنتوان لاوی تحت تاثیر فلاسفه و دانشمندانی چون نیچه و داروین بوده و شیطان را موجودی مثبت می داند.
گردهمائی شیطان پرستان بر خلاف قوانین الهی و اخلاقی قائل به قوانین ماوراءالطبیعه، نفی ادیان ابراهیمی، حورییت انسان و تمایلات او و خود محوری بوده و خودکشی را امری جایز می دانند.
[+]
نوشته شده توسط شاهین (مدیر وبسایت) در 14:37
|
|
atheist از تركيب پيشوند نفي a با كلمه ي theos به معناي خدا ساخته شده است. ريشه ي كلمات يوناني هستند و شكل كنوني آنها لاتين. از theos (خدا) به تنهايي در تركيب theist استفاده مي شود، كه در اين متون با خداباور معادل است، و در برابر نقيض آن، يعني atheist قرار مي گيرد، كه معادل خداناباور در اين سلسله متون است.
agnostic هم از تركيب يوناني-لاتين gnostos به معني شناخت تشكيل شده است، و همانطور كه از ظاهر آن پيداست، به نوعي در برابر شناخت قرار مي گيرد. معمولا آن را به لاادري گر معني مي كنند، به معني “نميدانم گرا”.
آتئيست ها كساني هستند كه به وجود خدايان اعتقاد ندارند، و به تبع آن به وجود روح، شيطان، فرشتگان، و انواع چيزهايي كه خود آنها را “خرافه” مي دانند نيز باور ندارند.
آگنوستيك ها كساني هستند كه اعتقاد دارند نمي توان دانست خدا(يان) وجود دارند يا خير. اشتباهي كه در مورد آنها رايج است و در برابرگذاری لاادري گر (نمي دانم گرا) نيز مشخص است، اين است كه اين افراد “نمي دانند” خدا وجود دارد يا خير، در حالي كه تعريف درستي نيست. آگنوستيك كسي نيست كه در مورد وجود خدا شك داشته باشد، يا در انتظار اطلاعات بيشتري باشد تا در مورد آن تصميم بگيرد. آگنوستيسيزم نيز مانند خداباوري و خداناباوري ديدگاهيست كامل كه مي تواند مثل آنها دايمي باشد. آگنوستيك اعتقاد دارد كه اصولا “نميتوان” دانست خدايان وجود دارند يا خير، و هم كساني كه اعتقاد دارند خدا وجود دارد در اشتباه هستند، هم كساني كه اعتقاد دارند خدايان الزاما وجود ندارند.
مسئله ي اصلي تفاوت و شباهت هاي بين آتئيسم و آگنوستيسيزم است. باز هم بر خلاف ديدگاهي كه ممكن است بيشتر رايج باشد، نه تنها در برابر هم قرار نمي گيرند، كه در واقع در كنار هم هستند، و حتا نمي توان آنها را از هم جدا ساخت. اگر كمي دقيق باشيم، كساني كه به عنوان آتئيست مي شناسيمشان آگنوستيك هستند.
نميتوان هيچ مرز دقيقي بين اين دو گرايش در نظر گرفت. مي دانيد چرا ؟
يك آگنوستيك كسي ست كه اعتقاد دارد نمي توان به وجود داشتن يا وجود نداشتن خدايان آگاهي پيدا كرد. مسلما ما همگي از مسئله ي وجود داشتن يا وجود نداشتن خدا براي تصميم گيريهاي زندگي خود استفاده مي كنيم. اگر قرار بود اين مسئله هيچ تاثيري در زندگي ما نداشته باشد، به آن اهميتي نمي داديم.
هنگامي كه نتوانيم وجود داشتن يا وجود نداشتن چيزي را بدانيم، كه اولين آگاهي در مورد آن است، مسلما نمي توانيم چيزي در مورد چگونگي آن بدانيم، و به عبارت دیگر “هیچ چیز در موردش نخواهیم دانست”، زیرا هر دانستگی دیگری، در خود وجود داشتن یا وجود نداشتن را مستتر دارد. مشخص است وقتی که در مورد چیزی هیچ ندانیم، حکمی را هم نمی توانم به آن نسبت دهیم. مثلا در یک دیدگاه بنیادگرایی، فرد معتقد است خدا تعیین می کند که صلاح او در فلان تصمیم گیری چیست. ولی وقتی ما هیچ چیز در مورد خدا نمی دانیم، نمی توانیم بدانیم که او کدام راه را صلاح می داند. ما نمی توانیم هیچ حکمی را به او نسبت دهیم، هیچ نظامی و هیچ دینی بر این اساس شکل نمی گیرد. کسی که چنین باوری در مورد خدا دارد، در عمل کوچکترین تفاوتی با خداناباور نخواهد داشت، زیرا دومی می گوید که خدا وجود ندارد، و در نتیجه در امور زندگی چیزی را به او ارجاع نمی دهد، و آگنوستیک می گوید که نمی توان دانست وجود دارد یا خیر، و به این خاطر هیچ امری در زندگی را به او ارجاع نمی دهد.
پس دیدیم که هیچ تفاوتی عملی بین آتئیست و آگنوستیک وجود ندارد، و هر دو گروه مانند هم به زندگی نگاه می کنند، و برخلاف خداباور. در مورد تئوریها نیز تفاوت زیادی وجود ندارد. اکثر کسانی که خود را خداناباور می دانند، در تحلیل دقیقتر آگنوستیک هستند، و تنها برای بهتر مشخص شدن مشی زندگیشان، خود را علنا خداناباور معرفی می کنند، زیرا آگنوستیسیزم روشیست که سوتفاهم آمیز است. اگر چنین چیزی نباشد، شاید بهتر باشد تمام خداناباوران را آگنوستیک بنامیم. در سایر مطالب این سایت هرکجا از ترکیب خداناباور استفاده شده باشد همان معنای مابین آتئیسم و آگنوستیسیزم است، مگر اینکه خلاف آن گفته شده باشد.
خلاصه اینکه هیچ فرق مهمی بین این دو گرایش وجود ندارد.
از این مسئله گذشته، درست بر همین اساس می توان نتیجه گرفت که اشتباه بودن برهان های وجود خدا نیز به نوعی “معادل” با وجود نداشتن خدا هستند، زیرا اگر ما نتوانیم وجود او را تحقیق کنیم (به طور نظری یا عملی) به مرحله ی بعدی، یعنی استخراج احکام نخواهیم رسید، و به این خاطر موضع ما (که می توانیم آن را موضعی آگنوستیک بنامیم) کاملا مانند حالتی خواهد بود که خدایی وجود ندارد (یعنی موضعی آتئیستی). در جواب به خداباورانی که پس از رد تمام برهانهایشان از خداناباور اثبات وجود نداشتن خدا را می خواهند، می توان بر این اساس گفت که چنین اثباتی وجود ندارد و نیازی نیز به آن نیست، چرا که رد شدن برهانها موقعیتی را پیش می آورد که درست مانند زمانیست که اثبات شود خدایی وجود ندارد
[+]
نوشته شده توسط شاهین (مدیر وبسایت) در 14:28
|
|
ایزدنینگار یا آتئیست (Atheist) کسی است که به وجود خدا یا خدایان، اعتقاد ندارد.
بنا بر اعتقاد خداناباوران، خدا را انسانهای اولیه به دلیل عجز از یافتن توجیه علمی برای پدیدههای طبیعی همچون طوفان، آذرخش، زمینلرزه، مرگ و … خلق نمودند بدین ترتیب که سعی در نسبت دادن دلیل این پدیدهها به موجود یا موجوداتی فراطبیعی به نام خدا نموده و سپس به مرور زمان توسط افراد خاصی به دلایل گوناگون به عنوان آفریننده جهان معرفی گردید.
در اصطلاحات اسلامی ناخداباوران را مُلحد مینامند. این واژه در میان اسلامباوران باری بسیاری منفی دارد.
[+]
نوشته شده توسط شاهین (مدیر وبسایت) در 14:26
|
|
کمونیسم یک ساختار اجتماعی-اقتصادی است که تأسیس یک جامعهی بدون طبقه، بدون دولت (هیئت حاکمه) بر اساس مالکیت اشتراکی بر ابزار تولید را ترویج می کند. معمولاً کمونیسم به عنوان شاخهای از جنبشی بزرگتر به نام سوسیالیسم مطرح میشود که خط مشی جنبشهای سیاسی و روشنفکری گوناگونی است که خاستگاه خود را به آثار مارکس بر میگردانند. مخالفان میگویند که کمونیسم یک ایدئولوژی است در حالی که مروجان کاملاً برعکس میگویند که تنها نظام سیاسیِ بدون ایدئولوژی است، چرا که نتیجه منطقی ماتریالیسم تاریخی و انقلاب پرولتاریا است.
«کمونیستها از یکسو، یعنی در عمل، پیشرفته ترین و عزم جزم کرده ترین بخش احزاب طبقه کارگر هر کشور را تشکیل میدهند، و درواقع آن بخشی هستند که همهی آن بخش دیگر را به حرکت در میآورند؛ و از سوی دیگر، یعنی از دیدگاه نظری آنان نسبت به تودهی عظیم پرولتاریا این امتیاز را دارند که به روشنی مسیر حرکت، شرایط و نتایج نهایی نهضت پرولتاریا را درک میکنند. هدف فوتی و فوری پرولتاریا همان است که همه احزاب پرولتاریایی دیگر نیز دارند: متشکل کردن پرولتاریا در قالب یک طبقه، سرنگون کردن سیادت بورژوازی و تسخیر قدرت سیاسی به وسیه ی پرولتاریا. نتیجه گیریهای نظری کمونیستها به هیچوجه مبتنی بر عقاید و اصولی نیست که این یا آن به اصطلاح مصلح جهانی کشف یا اختراع کرده باشد.»
اگرچه مارکسیسم شالودهی فرمهای گوناگون کمونیسم مانند لنینیسم، تروتسکیسم، و لوکزامبورگیسم است و مارکس اغلب به عنوان پدر کمونیسم شناخته میشود، اما کمونیسمهای غیرمارکسی هم وجود دارد. مارکس تفاوت کمونیسم خود را با واژهی علمی متمایز می کند. کمونیسم مارکس کمونیسمی است که بر مبنای آزادی طبقهی کارگر بنا شده است. طبقه کارگر بنا بر نقشی که در مناسبات تولید اشغال کرده است، مجبور است نیروی کارش را بفروشد. این فروش نیروی کار کارگر را تبدیل به ماشین می کند و او را از ماهیت انسانیاش تهی می سازد. این استثمار برای استمرار خویش دولت را می آفریند، نهادی به نام خانواده (در مفهوم مدرن آن) را بنیان می نهد که پدرسالار است. این روابط حتی در یک خانوادهی لزبین هم در این جامعهی پدرسالار بازتولید میشود. این روابط پدرسالارانه به زن به چشم جنس دوم نگاه میکند و طبعاً چون پدر در راس خانواده قرار دارد، کودکان و زنان همگی جزیی از مایملک پدر محسوب میشوند. مارکس در مانیفست می گوید:
«آیا به ما حمله می کنید که می خواهیم به استثمار کودکان توسط پدران و مادران خاتمه دهیم؟ درست است ما به این جنایت اعتراف می کنیم.»
[+]
نوشته شده توسط شاهین (مدیر وبسایت) در 14:23
|
|
اما سوسیالیسم و کمونیسم نه محصول تخیلات بشر دوستانه بوده و نه مفاهیم و مقولاتی مقدس هستند که در رویاهای مصلحین اجتماعی و در آرزوهای خام انسانهای ناتوان در برابر اتفاقات و حوادث تاریخی و طبیعی شکل گرفته باشند . کمونیسم محصول جامعه سرمایه داری مدرن و نتیجه جدال دو طبقه متضاد اجتماعیست : طبقه کارگر و طبقه سرمایه دار که دو طبقه اصلی جامعه سرمایه داری معاصر را تشکیل می دهند .
ماهیت نظام سرمایه داری و اجتناب ناپذیری انکشاف آن در جهت کمونیسم
" تاریخ کلیه جوامع تا این زمان تاریخ مبارزه طبقاتی بوده است "
تاریخ مبارزه طبقاتی یعنی مبارزه طبقات استثمارگر و استثمار شونده ، میان طبقات فرمانروا و طبقات زحمتکش ، برده و آزاد ، رعیت و مالک، کارگر و سرمایه دار ، با یکدیگر که مهر و نشان خود را بر تمامی وقایع تاریخ بشر و تحول و تکامل آن بر جای می گذارد .
اما تلاش و مبارزه محرومان و زحمتکشان در طول تاریخ ، خود انعکاسی از شیوه مسلط تولید و مبادله اقتصادی و جایگاه این طبقات در تولید اجتماعی بوده است . مبارزه بردگان علیه برده داری ، از حد لغو برده داری و تلقی رعیت ، صنعتکار ، پیشه ور و .... از آزادی ، از چهارچوب رهائی از بند نظام فئودالی و آزادی در مالکیت و کسب و کار و .... فراتر نبوده است . هر چند که این مبارزات با آرزوها و تمایلات مساوات طلبانه و آزادیخواهانه توأم بوده اند . تمام طبقاتیکه در گذشته به حکومت میرسیدند تلاش می کردند تا مناسبات بهره کشانه موجود را تثبیت کنند و آنرا تابع خویش سازند . اما با ظهور طبقه کارگر بعنوان نیروی عظیم تولیدی رها از مالکیت خصوصی بر وسایل تولید ، معنی آزادی و برابری دگرگون شد ، طبقه کارگر نمی تواند آزاد شود مگر کل جامعه را از مالکیت خصوصی بر وسایل تولید و تقسیم جامعه به طبقات آزاد کند .
آنچه که کمونیسم را از انواع دیگر آرمانها و آرزوها و تلاشهای آزادیخواهانه و برابری طلبانه اقشار و طبقات اجتماعی ادوار پیشین متمایز می سازد ، همین نقد رادیکال نظام اقتصادی اجتماعی و فکری سرمایه داریست که بمثابه آخرین شکل جامعه طبقاتی شناخته می شود .
برای مشاهده ادامه مقاله روی ادامه مطلب کلیک کنید ...
[+]
نوشته شده توسط شاهین (مدیر وبسایت) در 14:20
|
|
سلام می کنم به همه دوستان خوبم .
این مقاله که گذاشتم براتون برای آشنایی با کمونیسم و اصول اون هست .
این مقاله رو از یه سایت ایرانی ( بچه بسیجی ها ) برداشتم .
شاید حرف مفت نوشته باشه توش و به درد نخوره .
چون خودم هنوز نخوندم میگم . در آینده سعی می کنم درباره همه مکتب ها و حزب ها مطلب بزارم .
[+]
نوشته شده توسط شاهین (مدیر وبسایت) در 14:16
|
|